الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
320
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
4 . حديث سعه : « الناس فى سعة ما لا يعلمون ؛ مردم در آنچه نمىدانند در گشايشاند . بيان دلالت روايت : برخى برآنند كه « سعة » در اين حديث تنوين دارد و به « ما لا يعلمون » اضافه نشده است . در اين صورت معناى حديث آن است كه « مردم مادام كه نمىدانند در گشايشاند . » لازمه اين قرائت آن است « ما » مصدريهء زمانى باشد و مفادش آن خواهد بود كه : « مردم مادام كه از وجود تكليفى بىخبر باشند ، ذمهء ايشان از آن تكليف برى خواهد بود . » اما اگر « سعة » مضاف به ما بعدش باشد ، « ما » موصوله است ، و مفاد روايت آن است كه « مردم نسبت به حكمى كه نمىدانند در گشايشاند . » و اين همان مفاد حديث رفع است . بنابراين ، حق آن است كه اين روايت بر برائت شرعى دلالت دارد و اطلاق آن ، شبهات موضوعى و حكمى ، هر دو را در بر مىگيرد . 5 . روايت « كلّ شىء مطلق حتّى يرد فيه نهى ؛ هر چيزى رها است تا آنكه نهيى در آن وارد شود . » بيان دلالت روايت : مقصود از « اطلاق » در اين روايت همان اباحهء ظاهرى و مراد از « ورود » همان وصول است . بنابراين مفاد اين روايت آن است كه « هر چيزى محكوم به اباحهء ظاهرى است تا آنكه نهيى بر خلاف آن برسد . » و اين همان معناى برائت است . ان المراد من الاطلاق الاباحة الظاهرية و من الورود الوصول فيكون مفادها ان كل شىء محكوم بالاباحة الظاهرية حتى يصل نهي على خلافها و هو معنى البراءة . اين بود ادلهء اصولدانان بر مدعاى خويش ؛ اما اخبارگرايان برآنند كه برائت تنها